«هستیشناسی اختلال هویت جنسی» در حکمت متعالیه بررسی شد
کرسی علمی «هستیشناسی اختلال هویت جنسی در حکمت متعالیه» با ارائه دکتر محمد کاویانی، نقد دکتر مهدی عباسی و دکتر زینب تاجیک و مدیریت علمی دکتر فهیمه زارع برگزار شد. در این نشست، ظرفیت مبانی حکمت متعالیه برای تبیین فلسفی این مسئله و نسبت آن با یافتههای روانشناختی و پزشکی مورد بررسی قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار، در این نشست علمی، دکتر محمد کاویانی با ارائه پژوهشی درباره هستیشناسی اختلال هویت جنسی، تلاش کرد این پدیده را با بهرهگیری از مبانی حکمت متعالیه و مفاهیمی همچون نفس، بدن مثالی، حرکت جوهری، تجسم اعمال و علم حضوری تبیین کند.
وی با اشاره به گسترش دامنه مطالعات مربوط به هویت جنسی از حوزه پزشکی و روانشناسی به عرصههای فلسفه، انسانشناسی، حقوق و مطالعات اجتماعی، اظهار کرد: بررسی این مسئله از منظر حکمت متعالیه میتواند زمینهای برای مواجهه فلسفه اسلامی با مسائل نوپدید انسان معاصر فراهم کند.
بدن مثالی؛ محور تبیین فلسفی
کاویانی در بخش اصلی ارائه خود، «بدن مثالی» را یکی از محورهای اساسی تبیین پیشنهادی دانست و با تشریح جایگاه آن در حکمت متعالیه گفت: بدن مثالی در مرتبهای میان ماده و عقل قرار دارد و از برخی ویژگیهای بدن مادی، از جمله کم، کیف، وضع و امتداد، برخوردار است.
وی بر همین اساس، امکان طرح مفهوم «جنس مثالی» را مطرح کرد و افزود: با توجه به ویژگیهای بدن مثالی، میتوان امکان وجود برخی تعینات جنسیتی در این مرتبه از وجود را مورد بررسی قرار داد.
به گفته وی، بدن مثالی با ملکات نفسانی و اعمال انسان نیز ارتباط دارد و افعال و ملکات تکرارشونده میتوانند در شکلگیری تعینات بدن مثالی مؤثر باشند. از این منظر، میان رفتار انسان و بدن مثالی رابطهای متقابل برقرار است.
نقش حرکت جوهری در شکلگیری هویت
ارائهدهنده همچنین با استناد به اصل حرکت جوهری، هویت انسان را فرآیندی پویا دانست و بر نقش افعال اختیاری در شکلگیری هویت اکتسابی تأکید کرد.
کاویانی با تفکیک میان ویژگیهای زیستی زن و مرد و ویژگیهای روانی و اجتماعی مرتبط با جنسیت، تلاش کرد نسبت میان بدن عنصری و بدن مثالی را در چارچوب انسانشناسی صدرایی توضیح دهد.
وی همچنین میان «ضرورت ذاتی» و «ضرورت بالقیاس» تمایز گذاشت و بر این اساس، درباره نسبت بدن مثالی با بدن مادی و ضرورت تناسب میان آنها بحث کرد.
در ادامه، وی امکان ناسازگاری میان جنس بدن مثالی و جنس بدن عنصری را بهعنوان یکی از مبانی تبیین پیشنهادی خود مطرح کرد و گفت این چارچوب میتواند زمینهای برای تحلیل فلسفی پدیده اختلال هویت جنسی فراهم آورد.
نقد دکتر عباسی؛ فاصله میان نظریه فلسفی و واقعیت بالینی
در ادامه این نشست، دکتر مهدی عباسی به نقد مقاله پرداخت و ضمن مثبت ارزیابی کردن انسجام استدلالی و تدوین علمی پژوهش، بر ضرورت توجه بیشتر به واقعیتهای بالینی و یافتههای روانشناختی و پزشکی تأکید کرد.
وی با اشاره به تجربه خود در حوزه روانشناسی و درمان اظهار کرد که مسئله هویت جنسی در میدان بالینی، پدیدهای پیچیده و چندعاملی است و نمیتوان همه موارد آن را با یک الگوی نظری واحد توضیح داد.
عباسی با اشاره به نقش عوامل زیستی، هورمونی و شرایط فردی، این پرسش را مطرح کرد که چارچوب ارائهشده در مقاله تا چه اندازه میتواند این پیچیدگیها و تفاوتهای بالینی را توضیح دهد.
وی همچنین پرسید چرا بدن مثالی بهعنوان محور اصلی تبیین انتخاب شده است و آیا نمیتوان این مسئله را در سطح نفس، روح یا دیگر مؤلفههای انسانشناختی نیز بررسی کرد.
تأکید بر تفکیک «حس»، «میل» و «تفسیر حس»
این ناقد در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت دقت در تحلیل تجربه درونی افراد تأکید کرد و میان «حس»، «میل» و «تفسیر حس» تمایز گذاشت.
وی با بیان اینکه تجربه درونی فرد قابل نادیده گرفتن نیست، خاطرنشان کرد که تفسیر فرد از تجربه خود نیز میتواند نیازمند بررسی و تحلیل باشد.
عباسی همچنین نسبت میان مفهوم «اختلال»، اراده و شکلگیری ملکات نفسانی را از دیگر مسائل قابل تأمل در مقاله دانست و گفت در صورتی که برخی موارد این پدیده تحت تأثیر عوامل زیستی و خارج از اراده فرد شکل گرفته باشد، باید نسبت آن با نظریهای که بر افعال اختیاری و ملکات اکتسابی تأکید دارد، بهطور دقیق تبیین شود.
وی در پایان بر ضرورت تعامل میان فلسفه و روانشناسی تأکید کرد و گفت فلسفه برای ورود به حوزههای کاربردی، باید ابتدا واقعیت انسان انضمامی و دادههای موجود در میدان روانشناختی و بالینی را بهدرستی بشناسد.
نقد دکتر تاجیک؛ ضرورت روشن شدن مسیر کاربردیسازی فلسفه
دکتر زینب تاجیک، دیگر ناقد این کرسی علمی، ضمن ارزشمند دانستن موضوع پژوهش، آن را تلاشی قابل توجه برای کاربردی کردن علوم عقلی و فلسفه در مواجهه با مسائل اجتماعی و روانشناختی معاصر ارزیابی کرد.
وی یکی از مسائل اساسی مقاله را چگونگی برقراری ارتباط میان مبانی هستیشناختی و راهکارهای کاربردی دانست و گفت لازم است مشخص شود چگونه میتوان از مقدمات فلسفی مطرحشده به نتایج عملی و راهکارهای قابل استفاده دست یافت.
تاجیک همچنین بر ضرورت تبیین دقیق مفاهیم فلسفی بهکاررفته در پژوهش تأکید کرد و خواستار تفکیک روشن انواع تجرد و جایگاه بدن مثالی در نظام انسانشناسی حکمت متعالیه شد.
ضرورت تفکیک مفاهیم «جنس» و «جنسیت»
وی از دیگر محورهای قابل تأمل مقاله را نحوه کاربرد مفاهیم «جنس» و «جنسیت» عنوان کرد و افزود که در برخی بخشهای پژوهش، میان ویژگیهای بدنی، ویژگیهای روانی و رفتاری و ملکات نفسانی تفکیک کافی صورت نگرفته است.
تاجیک با اشاره به تفاوت مفهومی میان «جنس» و «جنسیت» در ادبیات معاصر، تأکید کرد که این مفاهیم نباید بدون تحلیل مبانی نظری و تاریخی آنها وارد چارچوب حکمت متعالیه شوند.
وی پیشنهاد کرد مفهوم جنسیت از منظر منطق و فلسفه اسلامی نیز مورد بازخوانی قرار گیرد و نسبت آن با مفاهیمی مانند جنس، کیفیت و حالت بهصورت دقیق مشخص شود.
چرا بدن مثالی؟
ناقد مقاله همچنین پرسش دیگری را درباره انتخاب بدن مثالی بهعنوان سطح اصلی تحلیل مطرح کرد و گفت با توجه به جایگاه نفس در انسانشناسی حکمت متعالیه، لازم است نسبت نفس، بدن مثالی و بدن مادی پیش از ورود به بحث اختلال هویت جنسی بهصورت منسجم تبیین شود.
تاجیک تأکید کرد که برای مخاطبان میانرشتهای، بهویژه پژوهشگران حوزه روانشناسی و مطالعات زنان، لازم است مفاهیم تخصصی فلسفی با توضیح و انسجام بیشتری ارائه شود.
وی در عین حال، تلاش پژوهش برای ایجاد پیوند میان حکمت متعالیه و مسائل جدید انسانی را اقدامی ارزشمند دانست و آن را زمینهای برای گسترش پژوهشهای میانرشتهای عنوان کرد.
تأکید بر گفتوگوی میان فلسفه و علوم تجربی
در جمعبندی این نشست، بر ضرورت شکلگیری گفتوگویی روشمند میان فلسفه اسلامی و علوم تجربی برای بررسی مسائل پیچیده انسانی تأکید شد.
بررسی دیدگاههای ارائهشده در این کرسی نشان داد که از یک سو، مبانی حکمت متعالیه ظرفیتهایی برای ورود به مسائل نوپدید انسانی دارد و از سوی دیگر، بهرهگیری از این ظرفیتها نیازمند مفهومشناسی دقیق، توجه به یافتههای تجربی و بالینی و تبیین روشن مسیر انتقال از مبانی فلسفی به نتایج کاربردی است.
کرسی علمی «هستیشناسی اختلال هویت جنسی در حکمت متعالیه» با تأکید بر ضرورت توسعه مطالعات میانرشتهای و ظرفیتهای فلسفه اسلامی برای مواجهه با مسائل انسان معاصر به کار خود پایان داد.










